تبلیغات
ای نوح ای ولایت کشتی نشین.... ای موج موج خطبه ی تو آتشین.... امروز موج حادثه در دست توست....‏ توفان ما اشارت انگشت توست....‏ باز هم تکرار مکر عام و خاص....‏ یک علی با بی‌نهایت عمروعاص....‏ یک علی مظلوم همچون جد خویش.... ظلم‌هایی دیده اندر حد خویش.... کیستند این عمروعاصان شقی؟.... کفر کیشان به ظاهر متقی.... ای خداوندان ملک عافیت.... والیان مسند اشرافیت.... من یقین دارم مسلمان نیستید.... چون ولی را تحت فرمان نیستید.... من در این آشفته بازار شما‏.... پرده بر می‌دارم از کار شما.... گر شمایان نیستید اهل نفاق....‏ مرگ خواهید از خدا بالاتفاق....‏ این نماز و روزه و حج و زکات....‏ بی‌ولایت چیست غیر از منکرات....‏ جز ولایت وادی ایمن کجاست....‏ ایمنی از شر اهریمن کجاست....‏ بر ولای مرتضی مومن شوید.... کز عذاب قهر حق ایمن شوید.... گفت احمد با علی بیعت کنید؟.... یا که در دین خدا بدعت کنید؟.... بر ولای مرتضی کافر شدید؟.... یا که از مولا مسلمان‌تر شدید؟.... از چه رو چون کوفیان بی‌ولی.... خرده می‌گیرید بر کار علی.... با علی در بدر بودن شرط نیست.... ای برادر نهروان در پیش روست....‏ یا علی امشب تنور آماده کن....‏ امتت را امتحانی ساده کن....‏ تا شود معلوم خاص الخاص کیست.... در دل دریای خون غواص کیست.... پس از این در تب هنگامه ز پا ننشینم.... در تب معرکه سرگرم دعا ننشینم.... نکند مکر بنی‌صاعده تکرار شود‏.... که علی در قفس خانه گرفتار شود‏.... بنشین باده به کام دگران خواهد شد.... چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد....‏ موریانه چه موذیانه می‌جوند....‏ ریشه‌های چارچوب انقلاب را .... دید در شب

دید در شب
قالب وبلاگ
نظر سنجی
حاصل مذاکره و توافق با شیطان بزرگ؟








در دید در شب
در كل اینترنت
توصیه می كنیم
از یک داستان آشنا برایتان خواهم گفت.از قصه ی مادری که در کام جاهلیت فرو رفته و فرصت ادامه حیات از او گرفته شد.

http://www.iranneeds.com/upload/modules/iContent2/Files/tn/184758_500_500.jpg

مدتی قبل در حوالی شهر ما بهشهر ، و به طور دقیق در"میاندرود" خودرویی به ظاهر مسافرکش ، زنی را سوار میکند تا به مقصد برساند... اما مقصد آنجایی نبود که آن مسافر میخواست.مقصدی که راننده و همراهش در نظر داشتند، آغوش شیطان بود...
مسافر تنها که به تازگی شیرینی مادر شدن را چشیده بود،مورد زورگیری آن دو شرور قرار میگیرد و گویا با ضربات چاقو زخمی شده و سپس از ارتفاعی به پایین پرت میشود. قاتلین که پس از بازگشت مجدد،اورا زنده می یابند وی را خفه کرده و رذیلانه با تبر سرش را قطع و بدنش را قطعه قطعه می کنند.از بقایای بدن این بانو که هفده روز در معرض دیدگان حیوانات جنگل قرار گرفته بود،تنها جمجمه و چند تکه استخوان به دست خانواده اش می رسد... ازین ماجرای غمبار همین اندازه دانستن کافی است ...
و اما جان سخن...
بررسی چگونگی وقوع امثال این جنایت از وجوه مختلفی قابل انجام است اما آنچه را ما میخواهیم بدان اشاره کنیم،قسمتی است که به خود ما برمی گردد....
و این نه به معنای نادیده گرفتن اخلال بزرگ در روند برخورد با اشرار و اراذلی است که جرئت چنین کارهایی را به خود می دهند و نه به معنای انکار مماشات بیش از حد نسبت به مجرمان اجتماعی...
نه ، اینها را همه میدانیم و قاعدتا ما_دید در شبی ها_هم خود را جزو همان همه میدانیم...
حال ما چه کرده ایم؟
بگذارید با هم صادق باشیم و خودمان را گول نزنیم ، ما نسبت به آنچه از اتفاقات منزجر کننده ای که در اطرافمان اتفاق می افتد چه واکنشهایی داریم؟
بی حیایی هایی که در سطح شهر در حال رخ دادن است از چشم هیچ کداممان دور نیست اما ما ...
کدام امر به معروف؟کدام نهی از منکر؟
چسبیده ایم به زندگی خودمان و دلمان را خوش کرده ایم که کسی کاری با ناموس ما ندارد.
ایهاالناس! همین هم نیست...  و فقط برای مثال ، آیا اینگونه نیست که نه فقط آنها که حدود حجاب را رعایت نمی کنند ، بلکه حتی آنهایی که رعایت میکنند هم از دید نگاههای آلوده به زهر شیطان در امان نیستند؟
و این یک نمونه ساده از تظاهر به گناهانی است که در اطرافمان اتفاق می افتد...چرا نمی بینیم؟
ذکر تک تک این اعمال سخیف شاید در دایره ی حیا نگنجد و من طبق همان شاه جمله ی " بل الانسان علی نفسه بصیره " (( بلکه انسان بر نفس خودش بصیرت دارد/ قرآن کریم-سوره قیامت)) معتقدم که انسان اساسا " علی جامعته بصیره " هم هست و همه خوب می دانیم در اطرافمان چه می گذرد ... حالا اگر نمی خواهیم به روی خودمان بیاوریم،بحث دیگری است...
و خودم و شما را توصیه میکنم به ترسیدن از ضرب المثل ساده ی " تخم مرغ دزد ، شتر دزد می شود "
مطلب بلندی شد ، یاد خطبه ای از نهج البلاغه افتادم...


در زمان حکومت مولا علی ع ، لشکری از دشمنان به نقطه ای از مرز حکومت حمله کرده و آنجا را غارت میکنند. در این میان خبری به امیرالمومنین میرسد که متجاوزین ، خلخال_چیزی شبیه به النگو که به پا می بستند_از پای یک زن یهودی کشیده اند...
.
.
.
.
و الباقی را به شما می سپارم و برداشتتان از منظور امام علیه السلام که به جمعی از مردم گفت: اگر مسلمانی از شنیدن این خبر از ناراحتی بمیرد، من او را ملامت نمی کنم و تعجب نمی کنم...
و ما اگر اشکالی برایمان ندارد می توانیم حداقل ناراحت باشیم! اما نه از جنس چند پیام اظهار همدردی در شبکه های اجتماعی و صحبتهای اعتراضی بی هدف با یکدیگر و وصل  کردن ماجرا به زمین و زمان و بعدش هم فراموش کردن همه ی ماجرا...
نه، ناراحت باشیم و بدانیم اجازه شرعی داریم(!) تا ازین غصه بمیریم... البته اگر غم وام و قسط های عقب افتاده و تورم بگذارد...




والسلام علی من التبع هدی-اردیبهشت ماه 1394-دید در شب



طبقه بندی: گپ خودمونی، تحلیل و نقد، خبری،
برچسب ها: دید در شب، امر به معروف، نهی از منکر، قتل، گناهان اجتماعی، اسلام ناب، روزمرگی'برخورد با اراذل و اوباش''''،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 03:54 ب.ظ ] [ جغله جهادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن مگر آنکه شمع رویت به رهم چراغ دارد

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


لوگوی ما و دوستان

دید در شب

دیجی فرهنگ

سایت فرهنگی ماسون تیوب کلیپهای برتربین

?? ???

سایت رسمی سربازان اسلام; www.sarbazaneislam.com

ظهور- 313

letter4u

ایران رمان