تبلیغات
ای نوح ای ولایت کشتی نشین.... ای موج موج خطبه ی تو آتشین.... امروز موج حادثه در دست توست....‏ توفان ما اشارت انگشت توست....‏ باز هم تکرار مکر عام و خاص....‏ یک علی با بی‌نهایت عمروعاص....‏ یک علی مظلوم همچون جد خویش.... ظلم‌هایی دیده اندر حد خویش.... کیستند این عمروعاصان شقی؟.... کفر کیشان به ظاهر متقی.... ای خداوندان ملک عافیت.... والیان مسند اشرافیت.... من یقین دارم مسلمان نیستید.... چون ولی را تحت فرمان نیستید.... من در این آشفته بازار شما‏.... پرده بر می‌دارم از کار شما.... گر شمایان نیستید اهل نفاق....‏ مرگ خواهید از خدا بالاتفاق....‏ این نماز و روزه و حج و زکات....‏ بی‌ولایت چیست غیر از منکرات....‏ جز ولایت وادی ایمن کجاست....‏ ایمنی از شر اهریمن کجاست....‏ بر ولای مرتضی مومن شوید.... کز عذاب قهر حق ایمن شوید.... گفت احمد با علی بیعت کنید؟.... یا که در دین خدا بدعت کنید؟.... بر ولای مرتضی کافر شدید؟.... یا که از مولا مسلمان‌تر شدید؟.... از چه رو چون کوفیان بی‌ولی.... خرده می‌گیرید بر کار علی.... با علی در بدر بودن شرط نیست.... ای برادر نهروان در پیش روست....‏ یا علی امشب تنور آماده کن....‏ امتت را امتحانی ساده کن....‏ تا شود معلوم خاص الخاص کیست.... در دل دریای خون غواص کیست.... پس از این در تب هنگامه ز پا ننشینم.... در تب معرکه سرگرم دعا ننشینم.... نکند مکر بنی‌صاعده تکرار شود‏.... که علی در قفس خانه گرفتار شود‏.... بنشین باده به کام دگران خواهد شد.... چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد....‏ موریانه چه موذیانه می‌جوند....‏ ریشه‌های چارچوب انقلاب را .... دید در شب

دید در شب
قالب وبلاگ
نظر سنجی
حاصل مذاکره و توافق با شیطان بزرگ؟








در دید در شب
در كل اینترنت
توصیه می كنیم
انتقام از كودك چهار ساله به روش پزشك ایرانی


باید اعتراف کرد بیشتر آنچه که در قالب طنز یا نقد تلخ در رابطه با پزشکان و جامعه آنها تولید یا منتشر می شود، در واقعیت نیز وجود دارد و لکه های سیاه بر جامه سفید پزشکی در حال ازدیاد است.

به گزارش گروه اجتماعی فرهنگ نیوز، اقدام غیراخلاقی، غیر انسانی و هر آنچه که می توان بر آن نامید در بیمارستانی در اصفهان روی داده است. ماجرا از این قرار است که صدرای کوچک 4 ساله به بیمارستان دولتی خمینی شهر اصفهان برای مداوای جراحت چانه خود بهمراه مادر مراجعه می کند و پس از مداوا و بخیه زدن زخم، پزشک معالج که از عدم بضاعت خانواده در پرداخت 150 هزار تومان برای 4 بخیه مطلع می شود، دستور باز کردن بخیه ها را به پرستار می دهد. در کمال تعجب و حیرت این واقعه اتفاق می افتد و صدرا با چانه ای که خون از آن می چکد راهی خانه می شود. 

شنیدن این خبر برای افکار عمومی چنان آزاردهنده و غیرقابل باور بود که انتشار گسترده آن منجر به موضع گیری مسئولان وزارت بهداشت شد و مهر تایید بر آن خورد. وزیر بهداشت، قاضی زاده هاشمی که این خبر را از طریق شبکه های اجتماعی دریافت کرده بود در اظهاراتی گفت: متاسفانه من هم شب شنبه از این موضوع باخبر شدم و‌‌ همان آخر شب دستور دادم حتما امروز یك تیم به آن بیمارستان برود و تحقیقات لازم را انجام دهد.

این اتفاق در روز جمعه در بیمارستان اشرفی اصفهانی شهرستان خمینی شهر روی داده بود و بلافاصله نقل شبکه های اجتماعی شد. پس از آن بود که برخی از رسانه ها به آن اشاره کردند که می توان نقش و اهمیت شبکه های اجتماعی را در اطلاع رسانی بار دیگر مشاهده کرد. هرچند مسئولان بیمارستان سعی کردند با لاپوشانی و کم اهمیت جلوه دادن این اتفاق، از کنار آن بدون هیچ هزینه ای عبور کنند ولی واکنش ها به حدی سریع و زیاد بود که نهایتا مسئولان نظام پزشکی و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مجبور به پاسخگویی شدند و از پیگیری این حادثه خبر دادند. 

با گذشت سه روز از این حادثه ناگوار، گزارش های رسیده مبنی بر آن است که تنها پزشک و پرستار متخلف بازداشت شده اند و تیمی برای بازرسی به بیمارستان محل تخلف راهی شده است. حال آنکه اگر این حادثه در کشوری مانند ژاپن یا کره جنوبی اتفاق افتاده بود، حداقل پیامد آن استعفای وزیر بهداشت بود. درست است آقای قاضی زاده هاشمی که خود چشم پزشک است، به این اتفاق واکنش نشان داد و از تیمی برای پیگیری آن مشخص کرد، اما نکته اصلی این است، چنین حوادثی در عرصه پزشکی کم نیست و بی اخلاقی های جامعه پزشکی در قالب های مختلف به صورت روزانه در حال انجام است، حال آیا تنها برخورد با چند پزشک و پرستار در این صنف کافی است یا اینکه باید ریشه های انجام چنین رفتارهای زشتی خشکانده شود. 

نهادی که به صورت مستقیم با سلامت جامعه طرف است، هیچ گاه پذیرفته نیست که از سوی آن چنین تخلفات و رفتارهای بی شرمانه ای روی دهد. چرا باید بیمارستان های دولتی برای مداوای یک شهروند ایرانی، چنین رفتار کنند؟ چرا عنصر پول و تمکن مالی ارتباط مستقیم با سلامت جامعه پیدا کرده است؟ چرا بسیاری از افراد جامعه به دلیل عدم بضاعت مالی با بیماری های خود روزگار سر می کنند اما هرگز به پزشک یا بیمارستان به دلیل هزینه های آن مراجعه نمی کنند؟ آیا درمان رایگان برای عموم جامعه نیاز اساسی نیست؟ آیا درست است که باید شاهد باشیم بیمارانی در پشت در اتاق عمل به دلیل کمبود پول یا عدم داشتن آن، در حال جان دادن باشند و بیمارستان تنها زمانی اجازه عمل را صادر کند که مبلغ آن پیش از عمل پرداخت گردد؟  

سوالات و خواسته هایی از این دست در حوزه سلامت کشور بسیار است. دولت در این زمینه کم کاری کرده که کماکان شاهد برخوردهای سخیف پزشکان و کادر بیمارستان ها با بیماران و مراجعین هستیم. هرچند نباید فراموش کرد در این صنف انسان های شریفی نیز وجود دارند که هیچگاه انسانیت را به دلیل پول زیرپانمی گذارند و حتی بیمارانی را رایگان معالجه یا عمل می کنند، ولی این دست پزشکان چند درصد از جامعه پرمدعای پزشکی را شامل می شوند و آیا نباید به صورت زیرساختی مقوله سلامت و رسیدگی به آن مدنظر قرار گیرد؟ 

هنوز افکار عمومی رها کردن بیماران را در کنار جاده توسط پرسنل چند بیمارستان فراموش نکرده است. بیمارانی که به دلیل عدم تمکن مالی توسط آمبولانس در کنار جاده و در بیایان رها شدند. چنین اقداماتی از سویی برای جامعه آزاردهنده است و از سوی دیگر باعث سلب اعتماد به پزشکان و بی توجهی بسیاری از بیماران به آسیب های خود می شود که هزینه ای برای پرداخت جهت مداوای آن ندارند. افرادی که برای حفظ آبرو و حیثیت خود حاضرند تا آخر عمر با بیماری خود بسازند اما با چنین رفتارهایی از سوی متولی اصلی سلامت در کشور روبه رو نشوند. 

حال با وجود چنین اتفاقاتی که در بیمارستان ها و مراکز درمانی کشور روی می دهد و هر از گاهی، مواردی از آن به رسانه ها و شبکه های اجتماعی درز می کند، اوضاع جامعه پزشکی و نگاه دیکتاتورمآبانه آن در مسائل مرتبط با آن، نیز در بروز حوادث مشابه دخیل است. متاسفانه جامعه پزشکی در کشور نوعی حصار امن در اطراف خود کشیده و همین احساس امنیت کاذب میان پزشکان و متخصصان، این اجازه را به آنها می دهد تا به هر نحوی که می پسندند با مراجعان و بیماران خود رفتار کنند و مطب های پزشکی را به دکه های افزایش پول و سرمایه تبدیل کنند. پزشکی از این دید به کاسبی با پرستیژی تبدیل شده که مراجعه به هر دکه ای قیمت های متفاوتی نیز دارد. شوخی یا نقد این دکه داران نیز بدون حاشیه نیست و سریال طنز " درحاشیه" نیز با دخالت و اعتراض آنها به حاشیه می رود. 

چنین حاشیه امنی از کجا نشات گرفته که باید آدرس آن را در وزارتخانه بهداشت و آموزش های پزشکی ردیابی کرد. زمانیکه برخورد با تخلفات این صنف تنها توسط خود صنف صورت می گیرد، مشخص است که نتیجه ای حاصل نمی شود و باطل کردن چند پروانه پزشکی، دردی دوا نمی کند. اینکه عده ای از پزشکان با نشان دادن فیش های حقوقی و گله از درآمد پایینشان سعی در دور زدن قانون و گرفتن پول زور از مردم را دارند، قابل توجیه نیست و همچنین، تعطیل کردن مطب ها و درمانگاهای متخلف نیز چاره کار نیست. چرا که جامعه به پزشک، متخصص و پرستار نیازمند است ولی این نیاز نباید منجر به سواستفاده و برخوردهای زشت شود.

موضوع دستمزد پزشکان و رشته های مربوط بحث این یادداشت نیست و این خود جای بحث جدایی را می طلبد اما ذکر این نکته نیز ضروریست که کسانی که وارد رشته های مربوط به پزشکی می شوند و با گذارندن مراحل سخت در نهایت به درجه دکترا نائل می آیند، همواره طلب حقوقی متناسب با طی این مرحله و بالاتر از سایر مشاغل را حق خود می دانند که باید یادآور شد، رشته های بسیاری نیز در علوم انسانی و فنی وجود دارند که متقاضیان به مدارج بالا دست پیدا می کنند ولی هرگز به درآمدهای میلیونی و میلیاردی متخصصان و برخی از پزشکان نمی رسند. به عنوان مثال استاد تمام رشته علوم سیاسی حقوقی در حدود 5 تا 6 میلیون در ماه دریافت می کند ولی متخصص قلب و عروق در ماه می تواند درآمد خود را به دهها برابر آن برساند. 

به هر حال،  تعداد متعددی از پزشکان و متخصصان این حوزه در سال های اخیر به خصوص، این حوزه را به محلی برای تنها کسب درآمدهای میلیاردی تبدیل کرده اند و شرافت و اخلاق پزشکی را در تعهدشان به حفظ سلامت جامعه زیر پانهاده اند. سو استفاده از تخصص برای کسب درآمد در جاییکه پای سلامت افراد در میان است، گناه نابخشودنیست. کمتر خانواده ای در کشور دیده می شود که از آسیب های مرتبط با چنین برخوردهایی رنج نبرده باشد. خانواده هایی که برای معالجه بیمار خود به پزشک متخصصی مراجعه می کنند و به پزشک نیز از آنها مبلغ خارج از عرفی را طلب می کند. در صورت تمکن مالی بیماران، این مشکل حل می شود و در غیر اینصورت یا بیمار باید کل دارایی های خود را به حراج بگذارد یا با درد و بیماری خود بسازد و بسوزد. چنین رفتارهایی در کجای سوگندنامه پزشکی جای دارد؟ 

نمونه ای از چند انتقاد پزشکان نسبت به نقد و سریال در حاشیه

با توجه به حادثه ای که در روز جمعه برای صدرای 4 ساله روی داد و افکار عمومی را جریحه دار ساخت، آیا زمان آن نرسیده که جامعه پزشکان در مقابل آن موضع گیری کنند و آن را شدیدا محکوم کنند. آیا سوزش این درد برای آنها کمتر از سریال طنز "درحاشیه " است؟ یا آنکه خود را در چنان جایگاهی می بینند که جامعه را شایسته آن نمی دانند تا بخواهند در مقابل رفتارها و عملکرد خود پاسخگو باشند؟ 

باید اعتراف کرد بیشتر آنچه که در قالب طنز یا نقد تلخ در رابطه با پزشکان و جامعه آنها تولید یا منتشر می شود، در واقعیت نیز وجود دارد و لکه های سیاه بر جامه سفید پزشکی در حال ازدیاد است. متاسفانه پول در حوزه سلامت حرف نخست را می زند و این عنصر در افزایش و حفظ سلامت اولیه افراد جامعه تعیین کننده شده است. حقوق انسانی به راحتی از سوی برخی از پزشکان زیرپانهاده می شود و جان انسان ها ارتباط مستقیم با جیب آنها پیدا کرده است. در این زمان لازم است با توجه به عمق فاجعه مربوط به بیمارستان خمینی شهر، برخوردی با متخلفان و مسئولان آن صورت گیرد، تا درس عبرتی همیشگی برای سواستفاده کنندگان فعال در حوزه سلامت و بهداشت جامعه باشد. عدم برخورد مناسب از سوی دستگاه های نظارتی و قضایی باعث جری تر شدن پزشکان متخلف می شود و آنها با آسودگی خاطر به رفتارهای خلاف و دون شان این حوزه ادامه خواهند داد. 




طبقه بندی: تحلیل و نقد، خبری، طب، تغذیه، سلامتی،
برچسب ها: طنز در حاشیه به واقعیت پیوست، صدرای 4 ساله، پزشکان، وزارتخانه بهداشت و آموزش های پزشکی، دید در شب، انتقام از كودك چهار ساله به روش پزشك ایرانی، كشیدن بخیه كودك بی پول،
[ جمعه 20 آذر 1394 ] [ 12:36 ق.ظ ] [ داداشی سایبر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن مگر آنکه شمع رویت به رهم چراغ دارد

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


لوگوی ما و دوستان

دید در شب

دیجی فرهنگ

سایت فرهنگی ماسون تیوب کلیپهای برتربین

?? ???

سایت رسمی سربازان اسلام; www.sarbazaneislam.com

ظهور- 313

letter4u

ایران رمان