تبلیغات
ای نوح ای ولایت کشتی نشین.... ای موج موج خطبه ی تو آتشین.... امروز موج حادثه در دست توست....‏ توفان ما اشارت انگشت توست....‏ باز هم تکرار مکر عام و خاص....‏ یک علی با بی‌نهایت عمروعاص....‏ یک علی مظلوم همچون جد خویش.... ظلم‌هایی دیده اندر حد خویش.... کیستند این عمروعاصان شقی؟.... کفر کیشان به ظاهر متقی.... ای خداوندان ملک عافیت.... والیان مسند اشرافیت.... من یقین دارم مسلمان نیستید.... چون ولی را تحت فرمان نیستید.... من در این آشفته بازار شما‏.... پرده بر می‌دارم از کار شما.... گر شمایان نیستید اهل نفاق....‏ مرگ خواهید از خدا بالاتفاق....‏ این نماز و روزه و حج و زکات....‏ بی‌ولایت چیست غیر از منکرات....‏ جز ولایت وادی ایمن کجاست....‏ ایمنی از شر اهریمن کجاست....‏ بر ولای مرتضی مومن شوید.... کز عذاب قهر حق ایمن شوید.... گفت احمد با علی بیعت کنید؟.... یا که در دین خدا بدعت کنید؟.... بر ولای مرتضی کافر شدید؟.... یا که از مولا مسلمان‌تر شدید؟.... از چه رو چون کوفیان بی‌ولی.... خرده می‌گیرید بر کار علی.... با علی در بدر بودن شرط نیست.... ای برادر نهروان در پیش روست....‏ یا علی امشب تنور آماده کن....‏ امتت را امتحانی ساده کن....‏ تا شود معلوم خاص الخاص کیست.... در دل دریای خون غواص کیست.... پس از این در تب هنگامه ز پا ننشینم.... در تب معرکه سرگرم دعا ننشینم.... نکند مکر بنی‌صاعده تکرار شود‏.... که علی در قفس خانه گرفتار شود‏.... بنشین باده به کام دگران خواهد شد.... چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد....‏ موریانه چه موذیانه می‌جوند....‏ ریشه‌های چارچوب انقلاب را .... دید در شب

دید در شب
قالب وبلاگ
نظر سنجی
حاصل مذاکره و توافق با شیطان بزرگ؟








در دید در شب
در كل اینترنت
توصیه می كنیم


جناب آقای روحانی در نمایشگاه مطبوعات امسال(94) به بیان سخنانی مبادرت ورزیدند که انتقاد بسیاری از نخبگان و بزرگان را در پی داشت. ایشان در بخشی از سخنان خود، مطالبی در مورد لزوم نقد همه افراد و ارگان ها و حتی امام المسلمین مطرح کردند که به این قرار بود:

«همه ما باید نقادی کنیم نقد به نفع ماست دولت باید نقد شود، قوه قضائیه باید نقد شود، مجلس باید نقد شود اسلام که بالاتر می‌گوید «النصیحه‌لائمه‌ المسلمین»؛ امام مسلمین هم باید نقد شود، منتها نقد و انتقاد، نه اتهام، تخریب، تهمت و دروغ. انتقاد کنیم از روی دلسوزی و بگوییم این کار خوب بود و اینجا اشکال داشت و اگر این‌طور می‌شد بهتر بود. بیاموزانیم و بیاموزیم خودمان کاری کنیم که آینده بهتری در انتظارمان باشد.»

 

در همین راستا، جناب آقای مجید زمانی (طلبه حوزه علمیه قم) نقدی طلبگی را در مورد این اظهارات تهیه کرده اند که در این مطلب خدمت شما دوستان تقدیم میگردد.




(حتی امام المسلمین هم باید نقد شود...).

-آقای رییس جمهور در بازدید از نمایشگاه مطبوعات امسال عبارتی را بیان نمودند که از جهات متعددی قابل تأمل است:

 «همه ما باید نقادی کنیم نقد به نفع ماست دولت باید نقد شود، قوه قضائیه باید نقد شود، مجلس باید نقد شود اسلام که بالاتر می‌گوید «النصیحه‌لائمه‌ المسلمین»؛ امام مسلمین هم باید نقد شود، منتها نقد و انتقاد، نه اتهام، تخریب، تهمت و دروغ. انتقاد کنیم از روی دلسوزی و بگوییم این کار خوب بود و اینجا اشکال داشت و اگر این‌طور می‌شد بهتر بود. بیاموزانیم و بیاموزیم خودمان کاری کنیم که آینده بهتری در انتظارمان باشد.»

مراجعه به منبع خبر

 

توضیح اینکه ما فعلا در مقام بیان این مطلب نیستیم که در طول دو سال پیش بیشترین توهین ها و برچسب ها با عناوینی هم چون:

بی شناسنامه،بزدل،ترسو،افراطی،امل،بی سواد،تازه به دوران رسیده ها،داس به دستان،چماق داران،گداپرورها و... نثار منتقدان شد؛

بررسی دقیق تک تک این واژه ها و جستجوی اینکه هر یک از این دعاوی زیر مجموعه کدام یک از عناوین کلی سیزده گانه مغالطات(از هفت نوع مغالطات معنوی و شش نوع مغالطات لفظی) قرار می گیرد مجال و مقاله مخصوص به خود را می طلبد.

-محل نزاع ما فعلا در برداشت آقای روحانی از روایت مشهور نبوی،(النصیحة لأئمة المسلمین) و استنتاج جواز نقد امام المسلمین از روایت مذکور است.

-برای روشن شدن مقصود روایت شریفه از واژه النصیحة لازم است نظر متخصصین و صاحب نظران و اسلام شناسان را پیرامون روایت مذکور را بیاوریم تا بطلان استنتاج مد نظر آقای روحانی مشخص شود.

-اصل روایت مد نظر رییس جمهور،روایت منقول از نبی اکرم(ص) می باشد،

آن جا که حضرت فرمودند:

(ألا إن الدینَ النصیحةُ للهِ و لکتابِهِ،و لأئمةِ المسلمینَ و لعامَّتِهم):

بدانید همانا دین نصیحتی است برای خدا و نصیحتی برای کتاب خدا و نصیحتی برای پیشوایان مسلمانان و نصیحتی برای عامه مردم.

-صاحب تهذیب اللغة در مقدمه کتاب خود قسمی دیگر از نصیحت را هم بیان می کند و می گوید:

(و منها النصیحة الواجبة علی اهل العلم فی افادتهم ما لعلهم یحتاجون إلیه):

وی نصیحت مربوط به اهل علم را ذکر می کند و می گوید نصیحت اهل علم رساندن هر آن چیزی(هر مطلبی) است که ممکن است اهل علم به آن امور نیازمند گردند.

*تهذیب اللغة،ج 1،ص50*

-در کتاب شمس العلوم ج10صفحه6619 آمده است:

النصیحة:الإسم من النصح:نصیحت ، اسم از مصدر نصح است.

-تاج العروس نیز همان مطلب کتاب شمس العلوم را اشاره می کند:

و الإسم النصیحة:اسم از مصدر نصح،النصیحة است.

-صاحب النهایة فی غریب الحدیث و الأثر در مقام تبیین این کلمه(النصیحة) می گوید:

 النصیحة: کلمة یعبر بها عن جملة،هی ارادة الخیر للمنصوح له،

ولیس یمکن أن یعبر هذا المعنی بکلمة واحدة تجمع معناه غیرها.

(النهایة فی غریب الحدیث و الأثر :۵ : ۶۳)

 

-همان گونه که از بیان صاحب النهایة مشخص است وی نصیحت را جمله ای می داند که به آن کلمه اطلاق می شود،(همان گونه که ابن مالک در الفیه خود می گوید:"و کلمة بها کلام قد یؤم") و معنای این جمله را اراده خیر برای نصیحت شونده می داند،یعنی در نصیحت کننده خیرخواهی را شرط می داند و به عبارت أخرى شرط نصیحت را اراده خیر می داند.و در ادامه اشاره می کند که غیر از این کلمه(که در حقیقت جمله است و مجازا به آن کلمه اطلاق می شود)،کلمه واحده دیگری را نداریم که معنای جمله مقصوده ما را برساند(یعنی فقط این کلمه معنای مقصوده ما را به درستی ادا می نماید).

 -و در ادامه همان کتاب آمده است :  

و اصل النصح فی اللغة : الخلوص، یقال: نصحته و نصحت له.

و معنی نصیحة لله : صحة الاعتقاد فی وحدانیته،و اخلاص النیة فی عبادته.

و النصیحة لکتاب الله : هو التصدیق به و العمل بما فیه.

و نصیحة رسوله:التصدیق بنبوته و رسالته والانقیاد لما أمر به و نهی عنه.

و نصیحة الأئمة : أن یطیعهم فی الحق، ولا یری الخروج علیهم إذا جاروا.

 و نصیحته عامة المسلمین : ارشادهم علی مصالحهم.

* (همان :۵: ۶۳).*

-همان گونه که از عبارت کتاب النهایة فی غریب الحدیث و الأثر روشن است،اصل نصح در لغت به معنای خالص شدن است و در ادامه اشاره می کند که النصیحة از کلماتی است که دارای معانی متعددی است،لفظ واحد است و معنا متعدد.

به اصطلاح اصولیون:

إن اتحد اللفظ و تعدد المعنی،فإن وضع اللفظ لکل من المعانی المتعددة بوضع مستقل فهو الإشتراک.

المحرز فی شرح الموجز فی اصول الفقه،ج 1،ص65

که اصولیین چنین لفظی را مشترک لفظی می نامند و مغالطه آقای روحانی هم در همین جاست که طبق تعبیر منطقیون آن را مغالطه اشتراک لفظ می نامند.

آقای علی اصغر خندان در کتاب مغالطات مغالطه اشتراک لفظ را اینگونه تعریف می کنند:استعمال یک لفظ در یک متن با معانی گوناگون،بدون توجه به تعدد معانی آن،به طوری که این امر موجب یک

استنتاج خطا شود.

مغالطات صفحه 46.

-سپس در مقام تبیین معانی این مشترک لفظی بر می آید و می گوید:

معنای نصیحت برای خدا صحت اعتقاد در وحدانیت خدا و اخلاص نیت در عبادت اوست و معنای نصیحت برای کتاب خدا اعتقاد به درستی کتاب خدا و عمل کردن است به آن چه در کتاب خدا آمده است و معنای نصیحت برای پیشوایان این است که در مسیر حق از آنها اطاعت نماییم و اگر جور نمودند بر آنها خارج نشویم.

البته ذکر این نکته ضروری است که تفسیر کتاب النهایة فی غریب الحدیث و الأثر از النصحیة لأئمة المسلمین مطابق با نظر اهل سنت است آنجا که می گوید "و لا یری الخروج علیهم اذا جاروا" و اجازه خروج بر ائمه جور را نمی دهد و مسلم است که مطابق اعتقاد فرقه حقه تشیع اولا مراد از ائمه مسلمین در روایت مذکور با توجه به روایات دیگری که این روایت را تفسیر نموده اند،امامان معصوم علیه السلام بالأصالة و ولی فقیه بالتبع الأئمة علیهم السلام می باشد

جهت توضیح بیشتر مقاله چگونه مفاهیم دینی وارونه تفسیر می شود را که در مجله حوزه منتشر شده است را از اینجا مطالعه بفرمایید

 

و ثانیا مطابق اعتقاد شیعیان امام مسلمین هرگز از مسیر حق خارج نمی شود و هرگز جور نمی کند.

در جای خودش اثبات شده که امام معصوم علیه السلام به خاطر ملکه عصمت و ولی فقیه به خاطر ملکه عدالت هرگز از مسیر حق خارج نمی شوند،برای دنبال کردن این مساله به دو کتاب المحاضرات فی الإلهیات آیة الله سبحانی و کتاب ولایت فقیه،ولایت فقاهت و عدالت علامه جوادی آملی مراجعه نمایید.

-صاحب لسان العرب هم به تفسیر کتاب النهایة فی غریب الحدیث و الأثر اشکال وارد می نماید و می گوید:

((و فی شرح هذا الحدیث نظر و ذلک فی قوله نصیحة الائمة أن یطیعهم فی الحق و لا یری الخروج علیهم إذا جاروا ، فأی فائدة فی تقیید لفظه بقوله یطیعهم فی الحق مع اطلاق قوله و لا یری الخروج علیهم إذا جاروا ؟ و إذا منعه الخروج إذا جاروا لزم أن یطیعهم فی غیر الحق)).

* (لسان :۲ : ۶۱۶)*

وی بیان می نماید که در شرح این حدیث اشکالی وارد است و اگر در تفسیر نصیحة الأئمة بگوییم اگر جور نمودند بر آنها خروج نکنید پس طبق تفسیر چه فایده ای وجود دارد در تقیید گفتار خودت به اطاعت کردن در *مسیر حق*؟!

یعنی طبق این تفسیر تناقض پیش می آید و عدم خروج بر ائمه جور مساوی است با اطاعت کردن از آن ها در مسیر غیر حق و این با اطاعت کردن از آن ها در مسیر حق که در اول کلامت در تفسیر نصیحة الأئمة بیان نمودی تناقض دارد.

-صاحب الطراز الاول هم تفسیری شبیه تفسیر لسان العرب بیان می کند و در تفسیر این روایت نبوی گفته است:

(( أن الدین النصیحة لله و لکتابه و لرسوله و لأئمة المسلمین و عامتهم أی قوام دین الاسلام و عماده النصیحة لله بالایمان به و توحیده و اخلاص النیه فی عبادته ،و لکتابه بتصدیقه و العمل بما فیه، و لرسوله بالإیمان بما جاء به، ولأئمة المسلمین بطاعتهم، و لعامتهم بارشادهم لمصالحهم و عدم غشهم)).

 *(الطراز الاول: ۵: ۷۱)*

وی هم چون تفسیر لسان العرب نصیحة ائمه مسلمین را در اطاعت از آنها می داند و هم چون صاحب النهایة فی غریب الحدیث و الأثر اعتقادی به عدم خروج بر آنها ندارد و قوام دین اسلام را هم در هر یک از این اقسام نصیحت ها می داند.

- در تفسیر النصیحة لعامة المسلمین(نصیحت مردم)،صاحب الطراز هم چون دیگران تفسیر آن را راهنمایی به سوی مصلحت و خیر آنها می داند بدون اینکه در آن راهنمایی غل و غشی به کار رفته باشد.

-در پایان جهت تبیین صحیح این روایت کلام نورانی مرحوم طریحی صاحب کتاب جلیل القدر مجمع البحرین که مطابق با اعتقاد شیعه است را هم می آوریم:

((و عد منها النصیحه لائمة المسلمین ، قیل هی شدة المحبة لهم و عدم الشک فیهم و شدة متابعهم فی قبول قولهم و فعلهم و بذل جهدهم و مجهودهم فی ذلک . و النصیحة لفظ  حامل لمعان شتی : فالنصیحة لله الاعتقاد فی وحدانیه و اخلاص النیة فی عبادته و نصرة الحق فیه ، و النصیحة لکتاب الله هو التصدیق به و العمل بما فیه و الذب عنه دون تأویل الجاهلین و تحریف الغالین و انتحال المبطلین و النصیحة لرسول الله التصدیق بنبوته و رسالة و الانقیاد لما أمر به و نهی عنه و النصیحة لا تکون قبیحة و لکن ربما یستقبحها  السامع لصعوبتها و کم سقت فی آثارکم من نصیحة . و قد یستفید الظنة المستنصح : ای المبالغ فی النصیحة)).

*(مجمع البحرین :۲: ۴۱۸)*

-مرحوم طریحی نصیحة برای ائمه مسلمین را شدت محبت و شدت پیروی از آنها در قبول قول و فعل آنها می داند و معتقد است تمام تلاش خود را با تمام وجود باید برای ائمه مسلمین به کار بندیم.

ایشان نصیحة براى خدا را اعتقاد به وحدانیت و اخلاص در نیت و یارى کردن خداوند متعال می دانند.

نصیحة برای کتاب خدا را درست دانستن و عمل کردن به کتاب خدا و مجذوب این کتاب آسمانی شدن  به دور از غلو غالیان و ابطال دانستن مبطلان می داند.

نصیحة رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را هم درست دانستن نبوت و رسالت نبی اکرم(ص) و اطاعت پذیری از اوامر و نواهی الهی رسول اکرم(ص) می داند.

 

"مخاطبان مقاله، تفسیر جناب طریحی - قدس سره - از این روایت ارزشمند که نصیحة ائمه مسلمین را شدت اطاعت و شدت محبت می دانند را با تفسیر دکتر حسن روحانی که نصیحة ائمة مسلمین را مساوق انتقاد از امام المسلمین می دانند مقایسه نمایید".

 

** ذکر این نکته ضروری است که بر فرض که لفظ النصیحة مشترک لفظی نباشد و تنها معنای موعظه خالصانه داشته باشد،باز هم بر هم بر اهل دانش و تحقیق و تدبر مخفی نیست که بین موعظه و انتقاد از منظر لغوی تفاوت وجود دارد،که بررسی آن مجال دیگری را می طلبد.علاقمندان به کتب معتبر علم لغت و کتب فروق اللغة رجوع نمایند**.

نکته پایانی اینکه همگان بدانند امت حزب الله همیشه بیدارند و حریم ولایت خط قرمز آنهاست و هرگز نخواهند گذاشت خدای نکرده به مقام منیع ولایت ذره ای جسارت شود و از بذل جان و مال و اهل و خاندان در مسیر ولایت باکی ندارند.


منبع: طلبگی تا اجتهاد




طبقه بندی: ولایت فقیه - امام خمینی و امام خامنه ای، ادبیات متعهد، تحلیل و نقد، شبهات، عمارها، فتنه و نفوذ،
برچسب ها: روحانی، حتی امام المسلمین هم باید نقد بشود، نقد امام، نمایشگاه مطبوعات، النصیحه‌لائمه‌ المسلمین، دید در شب، diddarshab،
[ پنجشنبه 10 دی 1394 ] [ 02:45 ب.ظ ] [ داداشی سایبر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن مگر آنکه شمع رویت به رهم چراغ دارد

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


لوگوی ما و دوستان

دید در شب

دیجی فرهنگ

سایت فرهنگی ماسون تیوب کلیپهای برتربین

?? ???

سایت رسمی سربازان اسلام; www.sarbazaneislam.com

ظهور- 313

letter4u

ایران رمان